تبليغاتX
در کنارم نیستی آرام باور می کنم

 

کاش ميان آدمها کسی بود که مرا ببيند
کاش ميان رنگ ها رنگ خوبی را ميديدم
کاش ميان آدمها کسی بود که به من نشانی رنگ خوبی را دهد
کاش از ميان آدمها کسی بود که بوی لبخند بدهد
کاش ميان آدمها کسی بود که به رنگ تنفر نباشد
کاش در ميان تاريکی شب را می يافتم
کاش ميان آدمها کسی بود که فانوس شبم باشد
کاش ميان آدمها کسی بود که «آدم» باشد

+ نوشته شده در  ساعت 0:28  توسط شقايق | 
            

+ نوشته شده در  ساعت 18:36  توسط شقايق | 
 

 

      

+ نوشته شده در  ساعت 1:35  توسط شقايق | 

                    

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 22:53  توسط شقايق | 


نمي دانم عشقم گم شده يا معشوقم

نمي دانم اعتماد بي جا کردم يا بي جا به من اعتماد کردند

نمي دانم لياقت او را نداشتم يا او لايق من نبود
 نمي دانم دلم گم شده يا اوني که دل به او سپردم


نمي دانم من در حق عشقمان خيانت کردم يا او. او قدر ندانست يا

من ،  نمي دانم . . .

نمي دانم خدا اين را قسمت ما کرد يا ما خود قسمت را رقم زديم

نمي دانم چرا وقتيکه دل بستن سهل است, دل کندن آسان نيست


نمي دانم خدا به ما "دل" داد تا از دنيا ببريم يا دنيا رو داد تا دل بکنيم


هنوز نمي دانم با بودن او زندگي سخت است يا بي او

تحمل جاي خاليش توي تک تک لحظه ها سخت تر است يا . . .

نمي دانم شکستن غرورم سخت تر است يا شنيدن صداي شکستن قلبم

نمي دانم تو به من "عشق" را آموختي يا مي خواهي "نفرت" را يادم بدهي

نمي دانم که بگويم: "چرا آمدي؟" يا بپرسم که: "چرا رفتي ؟

پروردگارا! سجاده تنهاييم را تنها براي تو مي گسترانم كه همواره مونس

 بي قراري هايم بوده اي و برگ برگ وجودم را به نسيم نگاه تو

مي سپارم تا با شبهاي مناجات، سبز و با طراوتش گرداني و از

 مرداب ياس و نااميدي برهاني و به بيكرانه هاي اميد و ايمان

 رهنمونش سازي به رحمتت اي مهربان ترين مهربانان

 

  

 

+ نوشته شده در  ساعت 16:11  توسط شقايق | 

مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش

مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش
این وزن آواز من است
عشقی که گرم و شدید است زود میسوزد و خاموش میشود
من سرمای تو را نمیخواهم
ونه ضعف یا گستاخی ات را عشقی که دیر بپاید
شتابی ندارد
گویی برای همه عمر وقت دارد.
مرا کم دوست داشته با اما همیشه دوست داشته باش
این وزن آواز من است
اگر مرا بسیار دوست بداری
شاید حس تو صادقانه نباشد
کمتر دوستم بدار
تا عشقت ناگهان پایان نرسد
من به کم هم قانعم
دوستی پایدار از هر چیزی بالاتر است

 

             

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 22:31  توسط شقايق | 
                  

بس كند می گذرد برای آنان كه در انتظارند...........
بس تند می گذرد برای آنان كه در هراسند............
بس طولانی است برای آنان كه در اندوهند...........
بس كوتاه برای آنان كه سر خوشند...................
تصویر عشق.....
چهره ات زیباترین تصویر عشق ، چشم هایت بهترین تعبیر عشق
دستایت رابط ما با خدا ،می دهد پرواز ما را تا خدا
حرفهایت گریه های عاطفه،قصه ی بی انتهای عاطفه

+ نوشته شده در  ساعت 12:55  توسط شقايق | 

ثانيه ها را مي كشم تا ديگر ثانيه اي نباشد براي شمردن

 

من از انتظار بيزارم

 

احساس راخفه مي كنم

 

تا ديگردربن بست سخت ترين حادثه گرفتار دوراهي نشوم

 

من ازعشق بيزارم

 

عقل را تهي ازمنطق مي كنم

 

تا ديگر در فلاسفه ي پر پيچ وخم شك گم نشوم

 

من ازگم شدن بيزارم

 

آدم بودنم را گاه انكار مي كنم

 

تا ديگر اسير و بازيچه ي وسوسه هاي عجيب نشوم

 

من ازهوس بيزارم

 

فكر را قالب مي كنم روي قابي بخار گرفته

 

تا هرازگاهي بشويمش

 

من از تكرار بيزارم

 

تنهايي ام را در اتاقي در بسته حبس مي كنم

 

تا صداي ناله اش بيش از اين تاب وتوان زنده بودن را از من دريغ مكند

 

من از تنهايي بيزارم

 

و اين جاست كه درونم فرياد بر مي آورد از مني كه تحمل من ازآن بريده

 

ولي من اختيار بيزاري ام را از دست داده ام

من از همه چيز بيزارم

 

+ نوشته شده در  ساعت 23:43  توسط شقايق | 
                      

                                    

عمرم به تلخی تلخی ها گذشت

پیر شد دلم ، به سردی ایام شکست.

در فکر آرزوهای فردا سیر کردم

لحظه ها را فدای باورهای ساده ام کردم

فردا از راه رسید و در حسرت دیروز نشستم

کی آمد و کی رفت؟

مقصود نیافتم!

غم دوستان ،خنده ی ایام دیدم

عمرم بگذشت و به آخر رسید کارم

عجبم نیست که افسوس به کامم آمد

گردش ایام دیدم و کس نیامد به دیدارم

با وحشت تنهایی زندگی کردم

روزها به سر آمد و شب ها ناله کردم

+ نوشته شده در  ساعت 0:31  توسط شقايق | 
    

        آدمک آخر دنیاست ، بخند


                آدمک مرگ همینجاست ، بخند


دستخطی که تو را عاشق کرد

                شوخی کاغذی ماست، بخند


آدمک خر نشوی گریه کنی

                کل دنیا سراب است ، بخند


آن خدایی که بزرگش خواندی

                به خدا مثل تو تنهاست،بخند

 

                          

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 14:41  توسط شقايق | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
رفیق من سنگ صبور غم هام به دیدنم بیا که خیلی تنهام هیچ کی نمی فهمه که چه حالی دارم چه دنیای رو به زوالی دارم مجنونمو دل زده از خیلی ها خیلی دلم گرفته از خیلی ها.

پیوندهای روزانه
مرکز فروش هاستينگ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
آرشیو موضوعی
به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه کن
کاش نبودی
دکتر شریعتی
من مرده ام اما نفس میکشم
گرچه...
قصه ی دنیا
ماهی تنگ بلورم
آموخته ام!!
کاش آن روز که...
عاشق باش اما اعتراف نکن!!
دلم گرفته هم از زمين هم از زمون
ثانیه ها را می کشم
زمان....
مرا کمی..
نمی دانم ..
آنقدر
در جلسه ی امتحان عشق
کاش...
پیوندها
گوناگون و متنوع (اقافريد)
شاهين شهر(احسان)
سحر جوووووووووووووووووون
سلام به تو اي عشق(شقايق خانوم)
كلبه ي عشق (ارميتا جوون)
سـيب نــقـره(مهتا جووونم)
غـريبه ي آشنــا (شقايق عـزيـز)
تقديم به چشماي نازت(اكبر)
حزب حیات آزاد کردستان
عشق , این دریای بی انتها(ديونه)
غريبه ي اشنا(عرفان عزيز و سارا خانوم عزيزم)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان